بغض دل
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را....
آنسوی همه تنهایی ها خدایی هست که داشتنش جران همه نداشتنهاست
بی تابم از تن عریان لحظه ها آیا این هم آغوشی را پایانی هست؟؟؟!!! عالم ربانی معلم بزرگ اخلاق مارو تنها گذاشت وبه دیار باقی شتافت . تسلیت می گم و از خدا خواستار ظهور حضرتش هستم. چه کنم با بایدها ونبایدهای روز مبادایم؟ آنقدر واژه ها خسته اند که دیگر نای نفس کشیدن ندارند چکنم با این دل خسته و این واژه های خاکستری ناگفته ونانوشته ی کتاب دلم ؟! اکنون اگر واژه های نامفهوم ذهنم خجل شوند از اندوه نبودن وندیدن و نداشتن هایم ، برایت مینویسم تا شاید روزمبادایم امروز باشد.... آن ترک پریچهره که دوش از بر مارفت از ما چه خطا دید که از راه خطا رفت خوشحالم از اینکه دوباره جاری شدی در رگهایم جشن دوباره بودنت در قلبم برپاست

